The study of narrotological of Az ranji ke mibarim from Jalal Al Ahmad and Hams ol jonoun from Najib Mahfooz

Rasouli, Zahra and Salahi, Asgar and Garjami, Javad (2016) The study of narrotological of Az ranji ke mibarim from Jalal Al Ahmad and Hams ol jonoun from Najib Mahfooz. Masters thesis, University of Mohaghegh Ardabili.

[img] Text (بررسی روایت¬شناسانه¬ی از رنجی که می¬بریم جلال آل احمد و همس الجنون نجیب محفوظ)
Zahra Rasouli.pdf

Download (1MB)
Official URL: http://www.uma.ac.ir

Abstract

The narratology is the scinve that in recent years has attracted many theorists and literary critics around the world. From David Lodge's opinion narratology is discovery of the hidden rules and features that makes it easy to understand text. Like other literary phenomenon, the narrative during the courses has reached the period of its development, narrative development courses are: 1. Classic or pre-structuralist 2. The period of structural 3. contemporary period or post-structuralist. Although the first and second period in advance of the narrative scince contributed but But the third period due to the use of other sciences in narrative scince both in terms of proximity the time period currently much more important that In addition to links with other sciences, new theories arise from day to day has a considerable impact on the understanding of literature. Among the famous theorists is Gérard Genette that the most famous of his theory is time period distraught narrative that in such a links betweeen time that a philosophical and phisical discussion with story that a literature. in this dtudy has been tried to examine in campatarive way the Jalal Al ahmad’s story “az ranji ke mibarim” with Najib Mahfuz’s story “Hams ol jonon” in term of narrative and time period distraught. The purpose of this study, meanwhile introduction of prominenceof both works in terms of narrative and discover the hidden aspects in order to better understand the similarities and differences between the two sets of the story in applying Gérard Genette's theory and explains how to training narraitives both the story. According to surveys, it appears that both the author Gérard Genette despite the lack of time period distraught theory, this theory more or less in their works have used.this application is different in each story Jalal al Ahmed intended to express its own sake why is retrospective but prospective community to promote more noble raking

Item Type: Thesis (Masters)
Persian Title: بررسی روایت¬شناسانه¬ی از رنجی که می¬بریم جلال آل احمد و همس الجنون نجیب محفوظ
Persian Abstract: روایت¬شناسی از علومی است که در سال¬های اخیر توجه بسیاری از نظریه¬پردازان و منتقدان ادبی را در سراسر جهان به خود جلب کرده است. ازنظر دیویدلاج روایت¬شناسی عبارت است از کشف نظام پنهان قواعد و امکاناتی که فهم متن را آسان می¬کند. روایت هم مثل سایر پدیده¬های ادبی دوره¬هایی را طی کرده تا به دوره¬¬ی تکامل خود رسیده، دوره¬های پیشرفت روایت عبارتند از: 1- کلاسیک یا پیش¬ساختارگرا 2- ساختارگرا 3- معاصر یا پس¬ساختارگرا. هرچند دوره¬ی اول و دوم در پیش¬برد روایت¬شناسی سهم بسزایی داشتند ولی دوره¬ی سوم هم به دلیل استفاده از علوم دیگر در روایت¬شناسی هم از نظر نزدیکی زمانی به دوره¬ی حاضر اهمیت دو چندانی دارد که علاوه بر پیوند باعلوم دیگر روز به روز نظریه¬های جدیدی مطرح می¬شود که در فهم ادبیات تاثیر بسزایی دارد. از چمله ¬نظریه-پردازان مطرح این دوره ژرارد ژنت است که مشهورترین نظریه¬ی وی درباره¬ی روایت زمان¬پریشی است که به گونه¬ای پیوند میان زمان که یک بحث فلسفی و فیزیکی با روایت که بحث ادبی است است. در این پژوهش سعی شده است داستان «از رنجی که می¬بریم » جلال آل احمد با همس¬الجنون نجیب محفوظ به شیوه¬ی تطبیقی از نظر روایت و زمان¬پریشی ژنت مورد بررسی قرار گیرد. هدف این پژوهش ضمن معرفی برجستگی¬های هر دو اثر از منظر روایت و کشف زوایای پنهان آن در جهت فهم بهتر، وجوه اشتراک و افتراق دو مجموعه داستان را در به¬کارگیری نظریه¬ی ژرارد ژنت تبین کرده و چگونگی پرورش روایت هر دو داستان را مورد بررسی قرار¬دهد. با توجه به بررسی¬ها چنین به نظر می¬رسد که هر دو نویسنده با وجود ناآگاهی از نظریه زمان¬پریشی ژرارد ژنت، این نظریه را کم و بیش در آثار خود به¬کاربرده¬اند. این کاربرد در هر داستان متفاوت است، جلال آل احمد قصد بیان خاطرات خود را دارد به همین دلیل گذشته¬نگر است ولی نجیب با هدف اصلاح جامعه آینده¬نگری را بیشتر به¬کار می¬برد، هر دو نویسنده شتاب مثبت را همان¬گونه که امروزه نوعی هنر می¬دانند، هنر دانسته و شتاب مثبت را نسبت به شتاب منفی با بسامد بالایی به¬کار می¬برند، درمورد بسامد،جلال آل احمد نسبت به نجیب محفوظ از بسامد و تکرار بیشتر استفاده می¬کند.
Supervisor:
SupervisorE-mail
Salahi, AsgarUNSPECIFIED
Advisor:
AdvisorE-mail
Garjami, JavadUNSPECIFIED
Subjects: Faculty of Literature & Humanities > Department of Persian Language and Literature
Divisions > Faculty of Literature & Humanities > Department of Persian Language and Literature
Divisions: Subjects > Faculty of Literature & Humanities > Department of Persian Language and Literature
Faculty of Literature & Humanities > Department of Persian Language and Literature
Date Deposited: 21 Oct 2018 13:06
Last Modified: 21 Oct 2018 13:06
URI: http://repository.uma.ac.ir/id/eprint/1156

Actions (login required)

View Item View Item