A Comparative study of women's social status based on Tabriz's Second School and Indian Gurkanid's paintings

Dadkhah, Mahtab (2020) A Comparative study of women's social status based on Tabriz's Second School and Indian Gurkanid's paintings. Doctoral thesis, University of Mohaghegh Ardabili.

[img] Text
رساله دکتری مهتاب دادخواه.pdf

Download (692kB)
Official URL: http://uma.ac.ir/

Abstract

Research Aim: Ordinary people especially women have been often reported less than nobles and aristocrats in historical texts. It shows us the role of Men's historiography in all of the historical periods. In fact, women are half of human society and have a direct impact on the next generation, and naturally in the historical periods have had an undeniable influence on social relations, preservation, continuity of traditions, customs and even political games, but in most cases because of cultural reasons, have defined under the shadow of men with a few presences in society. The aims are followed in this dissertation are: 1. Comparative studies of historical texts and material evidence about the position of women in Iranian and Indian painting 2. Identifying common cultural aspects related to women according to literary and mythological similarities in the texts of two countries. 3.Efforts to achieve a clear picture of the status of social classes of women in mystical and epic literature, travelogues and historical texts of Iran and India Research method: The present dissertation with utilizing the historical approach to recognize the image presented by historical texts of women and measuring it with the archaeological approach through painting of that time as cultural materials, surveys the paintings of the Tabriz school of Safavid Iran and the Mughals of India as material evidence and tries to obtain a new image of women who are presented in the texts and compare these two styles of painting and discuss about differences and similarities between them. Findings: All literary include social, historical, travelogues test which were related to the Safavid period of Iran and Mughal period of India (with emphasis on the early period) have been studied and the presence of women in various fields has been extracted and classified. In the following, the images of women in seven exquisite and famous books of Shahnameh of Shah Tahmaseb, Nezami of Khamsa, Haft Orang Jami, Hamzanama, Akbarnama, Babarnama and Tutinama were studied and their characteristics were extracted. Finally, the evidence of the paintings was analyzed against the historical texts. Conclusion: Women in each country are defined according to the prevailing culture of that country. This definition determines social function and limitations of social relations and cultural interactions of women. Additionally, artists are usually from the heart of society and are supported by the court, they are aware of both the status of women in society and the court. Therefore, their observations and subsequently their works of art can be considered as a first-hand document. These works of art sometimes contrast with the historical texts of the same period. According to the author, in such cases where there is a conflict between historical texts and paintings on a subject, paintings can be more trusted as cultural materials. Historical texts express about the strictness of women roles in the Safavid period. They talk about jewelry used by women, but the paintings do not confirm many of these. According to the court pictures, women were segregated in terms of gender and are less appeared in the presence of non-mahram men, but outside the court, women are present in society freely and without any gender segregation. Contrary to the texts, the clothes and appearance of aristocratic and noble women are not significantly different from those of servants. So that sometimes it is not easy to distinguish them from each other. Historical texts emphasize women's hijab a lot, but the paintings do not confirm such strictness. In the paintings, it is important to cover the top of the head, and hanging earnings on both sides of the ears, the hair on the back of the head, and even the throat and neck are less covered. Unlike texts, women use less ornaments or ornaments that emphasize their use in texts can be seen less in paintings. For example, contrary to what the texts emphasize about the excessive use of the ring by women, women have used the ring much less in the paintings and have used earrings instead. The paintings are compatible with the texts about the variety of clothing and the colors and designs of clothing. But in the Indo-Iranian school this difference between text and material evidence is less noticeable. Women, as mentioned in the texts, are freely present in society and use a lot of jewelry. There is no significant difference between the clothes of the aristocratic and noble women and the servants. Against the Tabriz school, distinguish of men and women in the Indo-Iranian school is easier and Indian women wear completely feminine clothes, and in addition, the painters emphasized on their female limbs. This is while men and women in Iran are drawn quite similar in elements of body.

Item Type: Thesis (Doctoral)
Persian Title: بررسی تطبیقی جایگاه اجتماعی زنان با تکیه بر مستندات نگارگری مکتب تبریز صفوی و گورکانی هند
Persian Abstract: هدف: متون تاریخی به جهت روایتگری‌های مردانه از فرمانروایان و بزرگان دوره‌های تاریخی، غالباً کمتر از مردمان عادی به ویژه زنان گفته‌اند. بنابراین برای روشن کردن موضوع و پاسخ به خلأها و پرسش‌های موجود روش‌های باستان‌شناختی و مطالعه مواد فرهنگی بسیار ارزشمند و کارگشا است. اهدافی که در این رساله دنبال می شود بدین شرح است: 1-بررسی‌های تطبیقی متون تاریخی و شواهد مادی درخصوص جایگاه و سیمای زنان در نگارگری ایران و هند 2- شناسایی مضامین مشترک و ریشه‌یابی وجوه مشترک فرهنگی مربوط به زنان با توجه به اشترکات ادبی و اساطیری در متن‌ها و در باورهای کهن دو سرزمین3- تلاش برای رسیدن به تصویری شفاف از جایگاه و طبقات اجتماعی زنان در ادبیات عرفانی و حماسی، سفرنامه‌ها و متن‌های تاریخی ایران و هند روش‌شناسی پژوهش: رساله پیش رو با بهره‌گیری از رهیافت تاریخی برای شناخت تصویر ارائه شده توسط متون تاریخی از زنان و سنجش آن با رهیافت باستان‌شناسی از خلال نگارگری آن دوران به مثابه مواد فرهنگی، نگاره‌های مکتب تبریز ایران صفوی و مغولی هند را به عنوان شواهد مادی دوره صفوی مورد بررسی قرار داده است و تلاش می‌کند تا تصویری که در متون دوره صفوی و مغولان هند از زنان ارائه می‌شود را با تصاویر باقی مانده از آنان در نگاره‌های مکتب تبریز و مکتب گورکانی مقایسه کند و تناقض‌ها و شباهت‌های بین آن‌ دو را به بحث بگذارد. یافته‌ها: تمام متون تاریخی ادبی، اجتماعی، تاریخی، سفرنامه‌ها و ... مربوط به دوره صفوی ایران و گورکانی هند (با تأکید بر اوایل آن دوران) بررسی و حضور زنان در عرصه‌های گوناگون استخراج و طبقه‌بندی شده است. در ادامه تصویر زنان در هفت کتاب نفیس و معروف شاهنامه شاه تهماسبی، خمسه نظامی، هفت اورنگ جامی، حمزه نامه، اکبرنامه، بابرنامه و طوطی نامه به عنوان شاخصه‌های نگارگری مکتب‌های تبریز و گورکانی بررسی شده و ویژگی‌های آن‌ها استخراج شد. در پایان شواهد برگرفته از نگاره‌ها با متون تاریخی سنجیده شد. نتیجه‌گیری: زنان در هر کشور و حکومت بنابر فرهنگ رایج و حاکم بر آن کشور تعریف می‌شوند. این تعریف از کارکرد اجتماعی تا نوع پوشش و حدود روابط اجتماعی و تعاملات فرهنگی را برای زنان تعیین می‌کند. از آنجا که معمولاً هنرمندان از بطن جامعه برمی‌خیزند و توسط دربار حمایت می‌شوند، هم از وضعیت زنان در سطح جامعه آگاه هستند و هم وضعیت زنان در دربار. بنابراین مشاهدات آن‌ها و به دنبال آن آثار هنریشان را می‌توان به عنوان یک سند دست اول قلمداد نمود. این آثار هنری گاه در تقابل با متن‌های تاریخی همان دوره قرار می‌گیرند. به نظر نگارنده در چنین مواردی که در موضوعی بین متن‌های تاریخی و نگاره‌ها تقابل و تفاوت وجود دارد، به نگاره‌ها می‌توان به عنوان مواد فرهنگی اعتماد نمود. متن‌های تاریخی از سختگیری بر زنان در دوره صفوی سخن می‌گویند. از زیورآلاتی سخن می‌گویند که زنان استفاده می‌کنند ولی نگاره‌ها بسیاری از این موارد را تأیید نمی‌کنند. زنان براساس نگاره‌ها در دربار از نظر جنسیتی تفکیک بودند و کمتر در حضور مردان غیر محرم مشاهده می‌شوند ولی در بیرون از دربار زنان آزادانه و بدون هیچ تفکیک جنسیتی در اجتماع حاضر می‌شوند. برخلاف متن‌ها پوشاک و ظاهر زنان اشرافی و درباری تفاوت بارزی با خدمتکاران ندارد. به طوری که گاه تشخیص آن‌ها از یکدیگر به راحتی امکان‌پذیر نیست. متن‌های تاریخی بسیار بر حجاب زنان تأکید می‌کنند ولی نگاره‌ها چنان سختگیری را تأیید نمی‌کنند. در نگاره‌ها پوشاندن بالای سر مهم بوده و طره‌های آویخته از دو طرف بناگوش، موهای پشت سر و حتی گلو و گردن کمتر پوشیده هستند. زنان برخلاف متن‌ها از زیورآلات کمتری استفاده کرده یا زیورآلاتی که در متن‌ها در استفاده از آن‌ها تأکید شده را در نگاره‌ها کمتر می‌توان مشاهده کرد. به عنوان مثال برخلاف آنچه متن‌ها بر استفاده بسیار زیاد زنان از انگشتر تأکید می‌کنند، زنان در نگاره‌ها از انگشتر بسیار کمتر استفاده کرده و به جای آن از گوشواره استفاده کرده‌اند. نگاره‌ها با متن‌ها درباره تنوع چشمگیر پوشاک و رنگ و طرح پوشاک همخوان هستند. اما در مکتب گورکانی این تفاوت بین متن و شواهد مادی کمتر به چشم می‌خورد. زنان همانند آنچه در متن‌ها آمده آزادانه در اجتماع حضور دارند و از زیورآلات فراوانی استفاده می‌کنند. در پوشاک و زیورآلات زنان اشرافی و درباری با خدمتکاران تفاوت بارزی مشاهده نمی‌شود. برخلاف مکتب تبریز تفکیک زنان و مردان در مکتب گورکانی به راحتی انجام می‌شود. زنان هندی برخلاف زنان ایرانی پوشاکی کاملاً زنانه داشته و علاوه بر آن نگارگر تأکید زیادی بر اندام زنانه آنان دارد. این درحالی است که زنان و مردان در ایران از نظر ترکیب پیکر کاملاً شبیه به یکدیگر ترسیم شده‌اند
Supervisor:
SupervisorE-mail
Hajizadeh, KarimUNSPECIFIED
Afkhami, BehrouzUNSPECIFIED
Advisor:
AdvisorE-mail
Shahbazi Shiran, HabibUNSPECIFIED
Subjects: Faculty of Literature & Humanities > Department of Archaeology & History
Divisions > Faculty of Literature & Humanities > Department of Archaeology & History
Divisions: Subjects > Faculty of Literature & Humanities > Department of Archaeology & History
Faculty of Literature & Humanities > Department of Archaeology & History
Date Deposited: 27 Oct 2020 09:43
Last Modified: 27 Oct 2020 09:43
URI: http://repository.uma.ac.ir/id/eprint/11961

Actions (login required)

View Item View Item